على زمانى قمشه اى
50
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
همچنين در همان مقاله به اين واقعيت توجه دادم كه ابن شاطر دقيقا از مشكلات مشاهدهاى كه در مدل قمرى بطلميوس وجود داشت ، آگاه بود . در آنجا برحسب آن مدل ، حدس زده مىشود كه ماه در حالت تربيع هميشه دوبار به صورت كامل ديده مىشود . ابن شاطر بر اين امر انتقاد كرد و گفت كه ماه چنين ديده نمىشود ( لم ير كذلك ) . او در مدل خودش اين تناقض را با مشاهده حل كرد . همچنين در مقالهاى ديگر نشان دادهام كه « جفت طوسى » براى نخستين بار در تحرير اقليدس به منظور حل مسائل سينماتيك فرضيهء حركت عرضى بطلميوس پيشنهاد شد و بنابراين براى ساختن مدل به كار نرفت . اين فلسفهبافى نيست . دومين تبيين و تفسير اين است كه بايد ارتباط بين اين فعاليت جديد مدلسازى و پارامترهايى كه اخترشناسان به صورت سؤال در زيجهاى اخترشناسى معتبر خود به كار مىبردند ، بررسى شود . انسان ، برخى تاريخنگاران اخترشناسى اسلامى را مىبيند كه ، متأسفانه اظهار مىكنند ، اگرچه يك اخترشناس مشخص منظومهاى از مدلهاى جديد را بوجود آورد ، امّا ترتيب جداول در زيجى كه فراهم آورد ، يا حتى گاهى پارامترهايى كه در آن جدولها به كار برد ، تغييراتى بسيار اندك را نسبت به پارامترهايى بطلميوس يا نظام جدولهاى بطلميوس ، آنگونه كه در روايت ثئون آمده است ، نشان مىدهد . در نتيجه اين تفسير به اينجا انجاميد كه تمام اين فعاليتها هيچ دلالت و فايدهء ملموس و محسوس در عمل نداشته است . حال تن در دادن به اين معرفى و گفتن اينكه سازندگان مدلها قصد داشتند اين مدلها را به شكل جداول اخترشناسى برگردانند ، تا بتوانند ، در زيجهاى كاربردى براى خودشان دستوپا كنند ، به منزلهء وانهادن مقصود جدّى